عدم تعیین مهر در ازدواج

عدم تعیین مهر در ازدواج

ماهیت مهر و اقسام آن

الف) ماهیت مهر:

در عقد نكاح دائم به جهت وابستگى با احساسات و عواطف و روان اشخاص مسائل مادى داراى جنبه فرعى و تبعى است. این ویژگى عقد نكاح هم در قانون و هم در فقه امامیه كه الهام بخش نویسندگان قانون مدنى بوده است،به چشم مى خورد. به همین علت آنچه درعقود معاوضى انگیزه و قصد اصلى طرفین محسوب مى شود، در عقد نكاح رعایت نمى گردد. با این حال با توجه به سابقه فقهى و آنگونه كه بعضى حقوقدانان عقیده دارند، (1) اصول و قواعدمعاوضات در این عقد نیز تا جایى كه به حقوق عمومى و جنبه مذهبى آن لطمه اى وارد نیاید، رعایت مى شود. به همین خاطر گفته شده است كه در عقدنكاح ، مهر یكى از دو عوض معامله محسوب مى شود.

تعیین ماهیت مهر در عقد نكاح از این جهت اهمیت دارد كه اگر آن را دقیقا مانند یكى از دو عوض در معاملات معوض بدانیم، ناچار باید قواعد مربوط به موردمعامله در عقود معوض را در آن رعایت كنیم و در غیراین صورت چنین تكلیفى نداریم. در این مورد از توجه به قواعدحقوقى و فقهى در مى یابیم كه مهر درنكاح دائم از هر جهت عوض معامله محسوب نمى شود به همین علت است كه عدم ذكر مهر در عقد نكاح دائم ، لطمه اى به صحت آن وارد نمى كند اما درنكاح منقطع كه داراى ویژگیها وخصوصیات نكاح دائم نیست و براى منظور دیگرى كه بیشتر داراى جنبه مادى است، تاسیس گردیده، مهر نقش اصلى راداراست و عقد نكاح بدون آن واقع نمى شود. به عقیده مشهور فقها منظور ازعقد نكاح ایجاد نسل است در حالى كه مراد از نكاح منقطع انتفاع و استمتاع است.

فقها همچنین عقیده دارند، مهر(صداق) ، مالى است كه در ازاى تفویت بضع به جهتى غیر از زنا، نظیر عقد نكاح یا وطى به شبهه، به زن پرداخت مى شود.

از این دیدگاه مهر عوضى است كه مردبه موجب عقد نكاح یا نزدیكى با زن به او مى پردازد بنابراین مهر یكى از دو عوض معامله محسوب مى شود. هرچند كه فقها از این دید، مهر را عوض معامله دانسته اند اما ایشان نیز تمام قواعد مربوط به عوض در معاملات معوض را در آن ضرورى ندانسته اند.

بعضى از حقوقدانان عقیده دارند كه مهر عبارت از مالى است كه به موجب عقد نكاح مرد ملزم به دادن آن به زوجه مى شود. این الزام یك تكلیف قانونى است و ریشه قراردادى ندارد. هرچند كه مرد و زن با اراده خود عقد را منعقد مى سازند، اما قانون آثار مترتب بر آن رامعین مى سازد. از شباهت عقد نكاح باسایر عقود معوض مثلا در حق حبس ،نباید نتیجه گرفت كه عقد نكاح عقدمعوضى است كه مهر در آن در برابرتمكین زن قرار گرفته بلكه الزام مرد به دادن مهر یك تكلیف قانونى است.

این نظر را بطور كامل نمى توان پذیرفت زیرا درست است كه عقد نكاح با سایر عقود معوض قابل قیاس نیست والزام مرد به دادن مهر یك تكلیف قانونى است، ولى باید توجه داشت كه آثار وتكالیف ناشى از تمام عقود را قانون معین مى كند و از این نظر فرقى بین عقود معوض و غیر معوض نیست مثلا به موجب عقد نكاح ، مرد مكلف به دادن مهربه زوجه مى شود همچنان كه به موجب عقد بیع ، بایع ملتزم به تسلیم مبیع به مشترى مى گردد و همانطور كه تكالیف مستعیر در عقد عاریه ناشى از قانون است، بنابراین با این ضابطه نمى توان فرقى بین عقد نكاح و سایر عقود قایل شد علاوه بر اینكه در تمام موارد ، پرداخت مهر ناشى از عقد نكاح نیست ، مثلا در نزدیكى به شبهه نیز، مرد ملزم به پرداخت مهرالمثل به زن مى شود در حالى كه اصولا عقدى در این مورد منعقد نشده است.

در این مورد مى توان گفت كه آثار وعقد و تكالیف متعاقدین را قانون معین مى كند. طرفین به اراده خود عقد را منعقد مى سازند اما الزامات و تكالیف قانونى را باید آن گونه كه قانون معین كرده است ، انجام دهند. قانونگذار نیز ضمانت اجراى این تكالیف را با توجه به نوع عقد وویژگى آن و اهمیت عوضین در آن معین كرده است. مثلا چون در عقد بیع جنبه مالى، قصد اصلى طرفین است، معلوم ومعین نبودن مبیع یا ثمن سبب بطلان عقدمى شود اما در عقد نكاح دائم كه این انگیزه وجود ندارد، عدم تعیین مهر درصحت عقد اثر نمى گذارد در حالى كه درنكاح منقطع همین امر سبب بطلان عقدمى شود. پس مهر یكى از دو عوض درعقد نكاح است البته عقدى كه مى بایست آن را با خصوصیات و آثار خاص آن درنظر گرفت نه مانند سایر عقود معوض.قانون آثار و تكالیف طرفین و نقش مهر رادر نكاح دائم یا منقطع، تعیین كرده است.به همین جهت در نكاح دائم، نزدیكى درمالكیت مهر مؤثر است. ولى در نكاح منقطع كه مهر مى بایست هنگام عقدمعین باشد، بطور كلى ترتیب دیگرى اتخاذ مى شود. بنابراین اگر مهر بدون درنظر گرفتن اوصاف عقد نكاح، صرفا یكى از عوضین محسوب مى گردید، درصورت عدم وقوع نزدیكى نمى بایست پرداخت شود در حالى كه مى دانیم درتمام موارد چنین نیست. این است كه مى گوییم مهر عوضى است كه قانونگذارخصوصیات آن را با توجه به عقد نكاح تعیین كرده همچنان كه در سایر عقودعوضین را با توجه به خصوصیت همان عقد معین كرده است.

قانون مدنى در تعریف عقد نكاح درماده 1062 چنین بیان داشته است : نكاح واقع مى شود به ایجاب و قبول به الفاظى كه صریحا دلالت بر قصد نماید. و طبق ماده 1087: اگر در نكاح دائم مهر ذكرنشده یا شرط عدم مهر شده باشد، نكاح صحیح است ... از این دو ماده بخوبى روشن مى شود كه مهر در نكاح جنبه فرعى دارد و مانند عوض در معاملات معوض نیست اما عوضى ، خاص عقدنكاح است.

مالكیت مهر براى زوجه به وسیله عقد ، به وجود مى آید اما شرط مالكیت زن نسبت به تمام مهر، وقوع نزدیكى است. به عبارت دیگر، منشا مالكیت زن نسبت به مهر، عقد نكاح است اما استقراراین مالكیت نسبت به تمام مهر وابسته به وقوع نزدیكى است. ماده 1092 ق.م. دراین مورد اعلام مى دارد: هر گاه شوهرقبل از نزدیكى زن خود را طلاق دهد،زن مستحق نصف مهر خواهد بود... ازمفهوم مخالف ماده استنباط مى شود كه پس از نزدیكى، زن مستحق تمام مهراست در صورتى كه اگر مهر، عوض نزدیكى محسوب مى گردید، زن قبل ازنزدیكى، استحقاق نصف مهر را نیزنمى داشت. همچنین به موجب ماده 1093 هر گاه مهر در عقد ذكر نشده باشد وشوهر قبل از نزدیكى و تعیین مهر، زن خود را طلاق دهد، زن مستحق مهر المتعه خواهد بود... . پس روشن مى شود كه درعقد نكاح، مهر عوض نزدیكى نیست هرچند كه با توجه به خصوصیات این عقد،نوعى عوض محسوب مى شود.

برعكس نكاح دائم كه مهر در آن نقش فرعى دارد، در نكاح منقطع كه انگیزه هاى مادى و تمتعات جسمى مورد نظر طرفین است، مهر نقش اصلى را ایفا مى كند به نحوى كه در نكاح منقطع عدم ذكر مهر درعقد موجب بطلان است(ماده 1095).

قوانین ونكات مربوط به مهریه : (مواد 1078 تا 1101 قانون مدنی )

/1- هر چیزی را که مالیت داشته باشد و قابل تملک نیز باشد می توان مهر قرار داد .

/2- مهر باید بین طرفین تا حدی که رفع جهالت آنها بشود معلوم باشد .

/3 - تعیین مقدار مهر منوط به تراضی طرفین است .

/ 4- اگر در عقدنکاح شرط شود که در صورت عدم تادیه مهر در مدت معین نکاح باطل خواهد بود نکاح و مهر صحیح ولی شرط باطل است .

/ 5- به مجرد عقد ، زن مالک مهر می شود و میتواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید .

/6 - برای تادیه تمام یا قسمتی از مهر می توان مدت یا اقساطی قرار داد .

/7- هر گاه مهر عین معین باشد و معلوم گردد قبل از عقد معیوب بوده و یا بعد از عقد و قبل از تسلیم معیوب و یا تلف شود شوهر ضامن عیب و تلف است .

/8- زن می تواند تا مهر به او تسلیم نشده از ایفائ وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع نماید مشروط بر اینکه مهر او حال باشد و این امتناع مسقط حق نفقه نخواهد بود .

/9- اگر زن قبل از اخذ مهر به اختیار خود به ایفائ وظایفی که در مقابل شوهر دارد قیام نمود دیگر نمی تواند از حکم ماده قبل استفاده کند معذالک حقی که برای مطالبه دارد ساقط نخواهد شد .

/10- اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد نکاح صحیح است و طرفین می توانند بعد از عقد مهر را به تراضی معین کنند و اگر قبل از تراضی در مهر معین بین آنها نزدیکی واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود .

/11- در مورد ماده قبل اگر یکی از زوجین قبل از تعیین مهر و قبل از نزدیکی بمیرد زن مستحق هیچگونه مهری نیست . ممکن است اختیار تعیین مهر به شوهر یا شخص ثالثی داده شود در این صورت شوهر یا شخص ثالث می تواند مهر را هر قدر بخواهد معین کند .

/12- اگر اختیار تعیین مهر به زن داده شود زن نمیتواند بیشتر از مهرالمثل معین نماید .

/13- برای تعیین مهرالمثل باید حال زن از حیث شرافت و خانوادگی و سایر صفات و وضعیت او نسبت به اماثل و اقران و اقارب و همچنین معمول محل و غیره در نظرگرفته شود .

/14- هرگاه شوهر قبل از نزدیکی زن خود را طلاق دهد زن مستحق نصف مهر خواهد بود و اگر شوهر بیش از نصف مهر را قبلا داده باشد حق دارد مازاد از نصف را عینا یا مثلا یا قیمتا استرداد کند .

/15- هرگاه مهر در عقد ذکر نشده باشد و شوهر قبل از نزدیکی و تعیین مهر ، زن خود را طلاق دهد زن مستحق مهرالمتعه است و اگر بعد از آن طلاق دهد مستحق مهرالمثل خواهد بود .

/16- برای تعیین مهرالمتعه حال مرد از حیث غنا و فقر ملاحظه می شود .

/17- در نکاح منقطع عدم مهر در عقد موجب بطلان است .

/18- در نکاح منقطع موت زن در اثنا مدت موجب سقوط مهر نمی شود و همچنین است اگر شوهر تا آخر مدت با او نزدیکی نکند .

/19- در صورتی که عقد نکاح اعم از دائم یا منقطع باطل بوده و نزدیکی واقع نشده زن حق مهر ندارد و اگر مهر را گرفته شوهر می تواند آنرا استرداد نماید .

/20- در صورت جهل زن به فساد نکاح و وقوع نزدیکی زن مستحق مهرالمثل است .

/21- در صورتی که مهرالمسمی مجهول باشد یا مالیت نداشته باشد یا ملک غیر باشد در صورت اول و دوم زن مستحق مهرالمثل خواهد بود و در صورت سوم مستحق مثل یا قیمت آن خواهد بود مگر اینکه صاحب مال اجازه نماید .

22- هرگاه عقد نکاح قبل از نزدیکی به جهتی فسخ شود زن حق مهر ندارد مگر در صورتی که موجب فسخ ، عنن باشد که در این صورت با وجود فسخ نکاح زن مستحق نصف مهر است.


نظر کاربران