وکیل دادگستری

وکیل دادگستری

وكیل دادگستری كسی كه به موجب عقد وكالت باشخصی دیگر ، نیابتا اختیارات وی را در دست می گیرد تا بتواند چاره ساز مشكل شخصی كه از لحاظ حقوقی موكل نامیده می شود ، گردد. وكیل دادگستری وكیلی است كه زیر نظر كانون وكلای مركز دوره ی كارآموزی گذرانده باشد وبعداز طی این مدارج موفق به اخذ پروانه ی وكالت شده باشد. این وكیل علاوه براین كه ، در امور حقوقی مهارت دارد در سایر امور كیفری ، ثبتی و خانوادگی نیز توانایی ارائه خدمات را داشته و از لحاظ قانونی نیز هیچ گونه منعی برای پذیرش دعاوی نخواهد داشت.

چكیده :

برخلاف وكیل دادگستری كه زیر نظر كانون مجوز گرفته است ، وكیل ماده 187 نیز اگرجه وكیل دادگستری محسوب می شود ولی توانایی لازم را چه از لحاظ حقوقی و چه از لحاظ قانونی برای پذیرش دعاوی نخواهد داشت.

لازم به ذكراست وكلای 187 پس گذراندن دوسال به عنوان وكیل پایه دو {كه البته قید پایه دو صحیح نیست و بعدا مفصلا به آن خواهم پرداخت} می توانند پس تایید كانون وكلای دادگستری به عنوان وكیل دادگستری پایه یك به فعالیت خودشان دراین زمین ادامه دهند.

بنیان نظری تحقیق :

وكیل دادگستری اصولا زمانی انتخاب می شود كه اصحاب دعوا ، توانایی اثبات حق خود را نداشته و یا به قدری از لحظ سواد ضعیف باشند. این عقیده است كه تا چندی پیش وجود داشت و اصحاب دعوا هرگاه لزومی به حضور وكیل نمی دیدند ، از اعلام وكیل به محضر دادگاه خودداری می گردند و این موضوع نیز منع قانونی برای طرفین دعوی نداشت. اما پس از گذشت مدتی و تدوین قواعد و قوانین جدیدی در باب وكالت و چگونگی حضور وكیل مباحث جدید در مورد باید ها و نباید های سمت وكیل دادگستری مطرح گردید.

بحث اول : آیا حضور وكیل دادگستری در جلسه دادگاه الزامی است ؟؟

طبق قانون جدید التصویب در این موضوع تمامی اصحاب دعوا ضمن طرح دعوا و ارائه شكوائیه و دادخواست ، باید وكیل خود را معرفی نمایند. در صورت امتناع آنها ، دادگاه شخصی را كه دارای پروانه رسمی وكالت است به عنوان ، وكیل تسخیری معرفی خواهد نمود . در صورتی كه هركدام از طرفین دعوا نسبت به تعیین وكیل تسخیری اعتراضی داشته باشند در همان جلسه رسیدگی ، بررسی خواهد شد و اگر وارد باشد ، وكیل دیگری معین خواهد شد. علی ایحال در فرضی كه بخواهد درحین دعوا وكیل معرفی نماید ، به تشخیص دادگاه وكیل تسخیری بركنار خواهد شد.

بحث دوم : به عنوان یك وكیل دادگستری آیا تفاوتی بین وكیل تسخیری و وكیل معاضدتی وجود دارد ؟

در پاسخ به این سوال باید بگوییم كه اگر بخواهیم از لحاظ حیطه وظایف و توانایی ها بررسی كنیم هیچ تفاوتی بین آنها نیست . اصولا به كسی عنوان وكیل قانونی اعطا می شود كه دارای مجوز رسمی باشد. اما اگر بخواهیم به جهت موكل بررسی كنیم :

وكیل تسخیری زمانی تعیین می شود كه نخواهد وكیل تعیین كند و یا زمان كافی برای تعیین وكیل نداشته باشد اما وكیل معاضدتی همان طور كه از وجه تسمیه آن پیداست وكیلی است كه در صورت درخواست موكل مبنی بر عدم تمكن مالی برای اخذ وكیل ، پس از تحقیق و تایید اداره معاضدت كانون وكلای دادگستری ، برای موكل تعیین می شود.

از لحاظ تامین دستمزد وكیل معاضدتی باید بگوییم كه تمامی وكلای تحت پوشش كانون وكلای دادگستری وظیفه دارند ، سالی دو یا سه مرتبه به تشخیص اداره معاضدت كانون ، معاضدتی وكالت نمایند.

تخلف ازاین دستور از وكیل دادگستری تخلف انتظامی وكلا خواهد بود و با وی برخورد خواهد شد.

موارد اخذ وكیل دادگستری برای گرفتن طلاق زوجه از زوج :

1- عدم پرداخت نفقه آن هم شش ماه متوالی . البته این مورد در فرضی مطرح است كه شكایت صورت گرفته باشد و زوج حكم را بعد ازشش ماه مبنی بر پرداخت نفقه اجرا ننموده باشد.

2- سوء معاشرت به حدی كه برای زوج عسر و حرج ایجاد كند و بیم جان یا آبروی وی درمیان باشد.

3- وجود و یا ابتلای زوجه با امراضی كه مسری بوده وبیم آلوده شدن زوجه درمیان باشد. البته شدت بسیار اهمیت دارد : مثلا سرماخوردگی یا آنفلوآنزا نمی تواند دلیل باشد. اما HIV دلیلی بر صدور حكم طلاق است.

4- جنون یا دیوانه بودن شوهر در فرضی كه قبل از ازدواج زوجه مطلع نبوده ویا احتمال خطر یا عسر و حرج وجود داشته باشد.

5- صدور حكم قطعی مبنی بر محكومیت زوج كه منافی حیثیت یا شئونات خانوادگی زوجه باشد.

6- در صورتی با گذشت مدت 5 سال از نكاح به دلیل مشكل جنسی ، زوج قدرت باروسازی نداشته باشد.

7- در فرضی كه غیبت زوج عادتا غیر متعارف محسوب شود یا غایب مفقود الاثر تلقی گردد.

8- اگرچه چهار نكاح دائم برای آقایان طبق قواعد شرعی جایز است اما به واسطه شرایط اجتماعی كشور ما و حفظ نظم عمومی نكاح دوم منوط به اذن همسر اول است والا نكاح دوم و به همین ترتیب نكاح سوم وچهارم منوط به طلاق دادن همسر قبلی خواهد بود.

البته نكته ی مهمی كه وجود دارد این است كه زن می تواند ضمن عقد نكاح جزئا یا كلا حق طلاق را بگیرد و یا اینكه بعد از نكاح در دفاتر اسناد رسمی این حق را از زوجه اخذ نماید.

توانایی وكیل دادگستری در تقسیم دارایی زوج بعداز وقوع طلاق : تقسم دارایی در فرضی صورت می گیرد كه :

اولا : طلاق به درخواست زوجه باشد

ثانیاً : زوج ، زوجه را به دلیل بد رفتاری بیش ازحد طلاق نداده باشد.

ثالثا : این اموال دست خود زوجه و در زمان زندگی مشترك به دست آمده باشد.

رابعا : تقیم دارایی به میزان تصف كل دارایی خواهد بود و شاید به تشخیص دادگاه حتی كمتر ازنصف به زوجه تعلق گیرد.

به هرحال نكته مهم در تقسیم دارایی های زوجه این است كه حقوق زوجه پایمال نشود و صرفا اموالی كه باتلاش مشترك به دست آمده است ، به زوجه نیز تعلق بگیرد و تمامی دارایی ها نمی توان تقسیم نمود واین حلاف عرف ، عدالت و قانون است.


نظر کاربران