وکیل در وکالت و موکل | وکیل | وکالت | موکل | توکیل | خلاف اصل | اختیارات وکیل | نحوه وکالت توسط وکیل | توکیل به غیر توسط وکیل | اجرای وکالت توسط وکیل بوسیله توکیل

وکیل در وکالت و موکل | وکیل | وکالت | موکل | توکیل | خلاف اصل | اختیارات وکیل | نحوه وکالت توسط وکیل | توکیل به غیر توسط وکیل | اجرای وکالت توسط وکیل بوسیله توکیل

وكالت از یك نظر به این معنی است كه شخصی به دیگری ( كه درمورد او تحقیق كرده یابه عبارت حقوقی ، شخصیت وی برایش ملاك بوده ) نیابت در انجام كاری را می دهد .

پس ملاك این است كه موكل انجام مورد وكالت را از همین وكیل می خواهد ، وگرنه وكالت رابه شخص دیگری واگذار می كرد و لزومی نداشت به این وكیل مراجعه نماید.

البته این نكته را نیز نباید فراموش كنیم كه توافق براین امر هیچ اشكالی ندارد و موكل می تواند برای انعقاد عقد وكالت با ده وكیل دیگر هم ، وكیل بگیرد اما بحث اینجاست این كاری است خلاف قاعده و نیاز به تصریح موكل دارد.

اجرای وكالت می تواند به سه طریق صورت بپذیرد :

1- اجرای وكالت به وسیله ی خود وكیل

2- اجرای وكالت به وسیله ی توكیل به غیر

3- اجرای وكالت به وسیله ی اجیر

اجرای وكالت در حالت اول كه موافق اصل است و مبنایی توافق و میزان اختیاراتی است كه برای وكیل از سوی موكل مشخص شده است.

حالت دوم خلاف اصل است زیرا اصل براین است كه مورد وكالت باید توسط خود وكیل انجام شود و توكیل وكالت نیاز به تصریح دارد.

حالت سوم موافق اصل است زیرا اذن در شی اذن در لوازم آن هم هست. پس وكیل می تواند برای انجام موضوع وكالت اجیر بگیرد.

برخی از عناصرو نكات خاص وكالت :

1- اختیاری كه وكیل نسبت به انجام مورد وكالت پیدا می كند ، اذنی است كه موكل برای تصرف در اموال و اختیارات خود به وكیل داده است.

2- دادن اختیارات به وكیل به معنی محدود شدن اختیارات موكل نیست و تصمیمات موكل نیز به جای خود اصالت دارد و لازم الاجراست.

3- حقی كه به واسطه ی نیابت به وكیل رسیده است حق مستقلی نیست و وابسته به اذن موكل است.

4- صاحب اصلی و بی واسطه ی یك حق می تواند به راحتی آن را وكالت دهد نه وكیل كه حق او صرفا یك اذن است.

5- عدم دادن اختیار توكیل به غیر صرفا جنبه ی نظری ندارد و نتایج عملی بسیاری برآن بار می شود . مثل بحث انحلال وكالت وكیل دوم ، حق عزل وكیل دوم و . .

نكته :
در تكمیل بحث اجیرگرفتن توسط وكیل باید اضافه كنیم كه در فرضی كه انجام موضوع وكالت مستلزم اختیارات ، لوازم و شرایطی باشد كه عرفا برای انجام آن لازم است وكیل در این عمل نیز ماذون از سوی موكل محسوب می شود و نیاز به اذن صریح ندارد مگر در موارد اختلاف.

اجیر گرفتن با توكیل به غیر نباید اشتباه گرفته شود زیرا اجیر برای امور مادی و مقدماتی اختیار می شود. پس در اجیر گرفتن وكیل نیاز به اذن خاصی ندارد و اصولا خود او با اجیر رابطه ی حقوقی پیدا می كند .

پس پرداخن دستمزد اجیربا وكیل است اما می تواند این دستمزد را به استناد ماده 675 قانون مدنی به عنوان هزینه ی اجرای موضوع وكالت از موكل دریافت كند. البته هرگونه خسارت كه به واسطه عمل وكیل در مورد اجیر واقع شود به عهده ی خود او خواهد بود.

می توان این گونه جمع بندی كرد كه :

1- وكالت به این معنی است كه شخصی به دیگری ( كه درمورد او تحقیق كرده یابه عبارت حقوقی ، شخصیت وی برایش ملاك بوده ) نیابت در انجام كاری را می دهد .

2- موكل انجام مورد وكالت را از همین وكیل می خواهد ، وگرنه وكالت رابه شخص دیگری واگذار می كرد و لزومی نداشت به این وكیل مراجعه نماید.

3- و موكل می تواند برای انعقاد عقد وكالت با ده وكیل دیگر هم ، وكیل بگیرد و توافق براین امر هیچ اشكالی ندارد اما بحث اینجاست این كاری است خلاف قاعده و نیاز به تصریح موكل دارد.

وكالت می تواند به سه طریق اجرای شود :

1- اجرای وكالت به وسیله ی خود وكیل

این حالت موافق اصل است و مبنایی توافق و میزان اختیاراتی است كه برای وكیل از سوی موكل مشخص شده است.

2- اجرای وكالت به وسیله ی توكیل به غیر

این حالت خلاف اصل است زیرا اصل براین است كه مورد وكالت باید توسط خود وكیل انجام شود و توكیل وكالت نیاز به تصریح دارد.توكیل به غیر می تواند باعث شود كه مصلحت و غبطه ی موكل رعایت نشود و حق وی در این باب دستخوش تضییع و ناعدالتی گردد.

3- اجرای وكالت به وسیله ی اجیر

این حالت موافق اصل است زیرا اذن در شی اذن در لوازم آن هم هست. پس وكیل می تواند برای انجام موضوع وكالت اجیر بگیرد.


نظر کاربران