وکیل رسمی دادگستری

وکیل رسمی دادگستری

اولاً - اشخاص غیر معصوم از جمله عوامل نظام عدالت كیفری اعم از قاضی، پلیس و وكیل رسمی دادگستری همگی جاهل بر حقیقت هستند و داوری همه ی ما نسبت به یكدیگر و وقایع بنابر ظواهر و وضع موجود است و فقط ذات اقدس باری تعالی بر حقیقت محض عالم است. دقیقاً به همین علت است كه چند وقت یك بار از نقاط مختلف جهان خبر اثبات بی گناهی مجرمی را پس از گذشت سال ها در نشریات می خوانیم در حالی كه بعضی از آنها اعدام شده اند.

ثانیاً - داشتن وكیل رسمی دادگستری دردعاوی بنابر حكم صریح اصل ۳۵ قانون اساسی و ماده ی ۱۴ میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی جزء حقوق اساسی همه ی شهروندان من جمله متهمان و مجرمان است.

ثالثاً - هر فرد آشنا به حرفه ی وكالت می داند كه وكیل رسمی دادگستری از حقوق موكل دفاع می كند نه از عقیده ی احتمالاً باطل یا فعل احتمالاً مجرمانه ی او.

رابعاً بنابر اصل مسلم برائت، همه ی افراد بی گناه فرض می شوند مگر آن كه اتهام انتسابی به ایشان طی فرایند رسیدگی در مرجع صالح و مستقل كه تمام اصول دادرسی عادلانه درآن رعایت شده، بررسی و مشروط به وجود ادله ی كافی اثبات شود.

رابعاً این تفكر كه وكیل رسمی دادگستری در جایگاه دفاع از متهم فقط دو راه دارد، یا نفی ارتكاب جرم توسط موكل یا عدم پذیرش وكالت وی كاملاً مردود است زیرا با فرض قبول انجام عمل به وسیله ی متهم، دفاعیات ذیل توسط وكیل دادگستری قابل ارایه هستند:

الف- وجود عوامل موجهه جرم: ممكن است متهم علی رغم ارتكاب فعل مجرمانه به یكی از علل ذیل مجرم شناخته نشود در حالی كه در بدو امر بزهكار به نظر برسد:

1- اضطرار: حسب نصوص شرعی و حقوقی از قبیل آیه ی شریفه ی ۱۷۳ سوره بقره، حدیث رفع و ماده ی ۵۵ قانون مجازات اسلامی اگر شخصی در حالت اضطرار، مرتكب جرم شود بزهكار نخواهد بود. مانند شخصی كه به علت گرسنگی شدید آذوقه ای را به قدر رفع حاجت سرقت كرده است یا فردی كه به علت تشنگی شدید ناچاراً شراب بخورد ( م ۱۶۷ قانون مجازات اسلامی ) حال آیا قبول وكالت چنین اشخاصی خلاف شرع است؟

2- حكم قانون اهم: ( ماده ی۵۶ قانون مجازات اسلامی ) مانند پزشكی كه حسب شكایت بیمار متهم است سر وی را افشاء كرده در صورتی كه وی به حكم قانون دیگری مكلف به اطلاع رسانی آن بیماری خاص به مقامات بوده است حال آیا قبول وكالت چنین متهمی غیر اخلاقی است

3 - رضایت مجنی علیه: فردی متهم است به ارتكاب جرم تجاوز جنسی در حالی كه قراینی موجود باشدكه شاكی در بدو امر به رابطه ی نامشروع راضی بوده است. حال قبول وكالت متهم در این قبیل موارد خلاف شرع است؟

4- دفاع مشروع: شخصی متهم به قتل عمد است ولیكن برخی ادله نشانگر آن هستند كه قاتل در مقام دفاع از جان یا مال یا عرض یا آزادی تن خود مجبور به كشتن مقتول شده است. حال در این گونه پرونده ها، قبول وكالت قاتل قبح اخلاقی دارد؟

ب- عوامل رافع مسوولیت كیفری: ارتكاب فعل مجرمانه توسط متهم محرز است ولیكن وجود عاملی موجب سلب مسوولیت جزایی اوست و وکیل دادگستری بدون هیچ منع اخلاقی می تواند وکالت وی را بپذیرد.

1 - جنون: ( ماده ی ۵۱ قانون مجازات اسلامی ) در برخی مواقع می بینیم شخصی بدون هیچ نوع قصد یا انگیزه ی عقلایی اعم از نفع مادی،انتقام جویی و... مرتكب قتل یا ضرب و جرح دیگری شده است اما مداركی وجود دارد كه بیانگر اغتشاش قوای دماغی و احتمالاً جنون متهم هستند حال دفاع وكیل دادگستری از چنین فردی خلاف شرع است.

2- مستی: كسی بر حسب اتفاق و غیر عامدانه مست شده و اختیارش را به كلی از دست داده و سپس مال دیگری را برده و در نتیجه متهم به سرقت شده است در حالی كه در این فرض ، فاعل به موجب نص ماده ی ۲۲۴ قانون مجازات اسلامی از مسوولیت كیفری مبراست حال وکیل رسمی دادگستری می تواند وکالت وی رابر عهده بگیرد؟

3- اجبار یا اكراه: زندانی در مرخصی به سر می برده و موظف بوده در موعد معینی خود را به زندان معرفی كند اما به تكلیف قانونی خود عمل نكرده و مدعی است به علت اجبار ناشی از بیماری نتوانسته وظیفه ی فوق را انجام دهد و متعاقباً به ارتكاب جرم غیبت متهم شده است حال دفاع وكیل رسمی دادگستری از چنین متهمی غیر اخلاقی است.

ج- سایر دفاعیات ممكن وكیل مدافع از بزهكار :

1 - بزهكاری موكل محرز است اما یك یا چند علل مخففه نسبت به وی قابل اعمال هستند در این جا وكیل مدافع متهم باید با ارایه درخواستی مستدل و مستند، اعمال تخفیف در حق موكل را از دادگاه تقاضا كند حال آیا چنین اقدامی فاقد مشروعیت شرعی است؟

2 - بزهكاری موكل محرز است اما شرایط تعلیق مجازات محقق است در این مورد وكیل رسمی دادگستری وظیفه دارد درخواست مستدل و مستند تعلیق كیفر را به دادگاه درجهت دفاع ازمتهم تقدیم دارد حال آیا این اقدام وكیل رسمی غیر اخلاقی است.

3 - بزهكاری موكل محرز است اما جرایم انتسابی مشمول قواعد تعدد است در این جا وكیل رسمی دادگستری موظف است با ارایه ی دفاعیات مدلل، اعمال قواعد تعدد را به دادگاه تذكر دهد حال آیا عمل وكیل رسمی دادگستری مذموم است؟

4 - بزهكاری موكل محرز است اما فعل ارتكابی وی با عنوان اتهام مندرج در كیفرخواست منطبق نیست. مانند این كه عمل موكل سرقت تعزیری و تلقی دادستان محترم سرقت مستوحب حد است در این مصداق وكیل رسمی دادگستری مكلف است با بیان دفاعیات مستند و مستدل حتی المقدور از صدور حكم محكومیت به حد جلوگیری نماید. حال آیا كوشش وكیل رسمی دادگستری در این جهت خلاف شرع است؟

5 - بزهكاری موكل محرز است اما پرونده دارای شاكی خصوصی است و وكیل رسمی دادگستری می تواند پس از جلب رضایت بزه دیده، كاهش كیفر موكل را از دادگاه درخواست كند حال آیا این عمل وكیل رسمی دادگستری غیر اخلاقی است؟

6 - بزهكاری موكل محرز است ولی وی واجد شرایط استفاده از آزادی مشروط است در این صورت، وكیل رسمی دادگستری می تواند طی درخواستی مستدل و مستند اعمال آزادی مشروط در حق موكل را از دادگاه تقاضا نماید حال آیا این اقدام وكیل شرعاً گناه است؟

با توجه به مصادیق تمثیلی فوق كه در تمام آنها فاعل عمل در بادی امر مجرم به نظر می رسد ، می توان نتیجه گرفت كه دفاع وكیل دادگستری از متهمان و مجرمان كه در اغلب مواقع از هیچ قدرتی برخوردار نبوده و بی پناه هستند، نه تنها خلاف قانون و شرع نیست بلكه در برخی موارد یك تكلیف اخلاقی و انسانی ( و شاید واجب كفایی ) است یادمان نرود كه به كیفر نرسیدن صدها گناهكار بهتر از مجازات كردن یك بی گناه است و به كیفر رساندن یك بی گناه بسیار قبیح تر از مجازات نشدن صدها مجرم است.


نظر کاربران