وکیل پایه یک دادگستری

وکیل پایه یک دادگستری

جناب آقای مومنی رئیس محترم مرکز وکلاوکارشناسان قوه قضائیه درسخنرانی خوددرهمایش یادشده درخصوص استقلال وکیل پایه یک دادگستری وسایر وکلادرتاریخ ایران و نیز یادداشت جواب گونه جناب آقای کشاورزرئیس اتحادیه کانونهای وکلای دادگستری که درروزنامه روزگارپنج شنبه 29/2/90 چاپ شدمی باشد.اصولا مشخصه ها و ویژگیهای یک وکیل پایه یک دادگستری مستقل چیست؟مسوولین کانونهای وکلا اعتقاددارندکه وکلای این مجموعه تاحدودی مستقل اندو قوه قضاییه با تشکیل مرکز وکلای ماده 187 و صدورپروانه برای تعدادی قابل توجهی از شهروندان، عملا به این استقلال نسبی کانونهای وکلا و وکلای تحت پوشش آن لطمه و خدشه واردکرده است.اینجانب دراین نوشتار به بررسی مصادیق استقلال وکیل پایه یک دادگستری خواهم پرداخت و سرآخر به این موضوع خواهم پرداخت که تاچه مقدار وکلای ایران اعم ازوکلای کانون و مرکز وکلای دادگستری ازاین مصادیق استقلال برخوردارند.

مستقل بودن یک وکیل پایه یک دادگستری دارای دوحوزه می باشد:

1- حوزه استقلال نهادمتولی و اداره کننده وکلای دادگستری ازحاکمیت

2- حوزه استقلال وکیل پایه یک در ادای وظائف وکالتی

تا سال 1333 خورشیدی نهاد وکالت درایران یکی ازسازمانهای تحت مدیریت وزارت دادگستری بوده است و دراین سال با تصویب قانون ، نهادی مستقل از وزارت دادگستری و قوه قضائیه بنام کانون وکلای دادگستری درکنار این قوه تشکیل گردید.

استقلال کانون وکلای دادگستری نیز دارای دوحوزه می باشد.

1 - استقلال کانون در کسب درآمدوصرف هزینه

2 - استقلال کانون در اداره آن و تعیین سیاستهاوتصمیمات خردوکلان اجرایی (صدورپروانه وکالت، نظارت و تشویق تنبیه و مجازات انتظامی وکلاو...)

موضوعی که تاکنون درخصوص آن بسیاربحث شده و در همایش ها وسمینارها و مصاحبه و یادداشتهای وکلای پایه یک دادگستری و مسوولین نهاد وکالت و نیزقوه قضائیه بدان پرداخته شده است این موضوع است که استقلال کانونها در دوحوزه اخیرالذکر تا چه حد واندازه ای باید باشد؟ آیا قوه قضائیه براساس سیاستهای کلان وبین المللی و قوانین داخلی می تواندو مجاز است تادرعملکرد کانونهای وکلا نظارت و حتی دخالت کند؟ حدود و غثور این نظارت یاد خالت چه میزان است؟

دراینجا سعی نداریم دراین باره به بحث بنشینیم و این موضوع رابه مقالی دیگر می سپاریم و می خواهیم دراینجا به مستقل بودن وکیل در امر دفاع و ادای وظائف وکالتی اش بپردازیم.همه ما به یک اصل اساسی اعتقادراسخ داریم ، اینکه فرشته عدالت رادوبال است یکی قاضی و دیگری وکیل خصوصا وکیل پایه یک دادگستری و فرشته عدالت بدون بهره مندی ازهردوبال بطورهمزمان، نمی تواندپرواز نماید.واین موضوع را پذیرفته ایم که هم قاضی و هم وکیل پایه یک دادگستری برای انجام وظائف و تکالیف خود مستقل اند.

استقلال قاضی در وظائفش بدین معناست:

که هیچ کس درهیچ مقامی نمی تواند و مجاز نیست در تصمیم گیری قاضی دخالت و اعمال نفوذنماید. این استقلال تاحدی است که اگر مراجع نظارتی قضات باتصمیمی ازسوی قاضی روبروشدندکه برخلاف قانون می باشدنمی توانندبه آسانی باقاضی برخوردنمایندتا هنگامی که سوء نیت قاضی درتصمیم به ناحق وی راپی ببرند.این استقلال قاضی برای وی نوعی مصونیت قضائی درتصمیم گیری پدیدآورده است.

قاضی صرف نظرازاینکه حقوق بگیر حاکمیت و تحت چارت سازمانی قوه قضائیه است اما درمقام تصمیم گیری هیچ مقامی دراین قوه مجاز به نفوذ ودخالت درتصمیم گیری اونیست و قاضی باید درصدور رای کاملا مستقل از ساختاری باشد که ازآن ساختار ارتزاق می کند.استقلال وکیل پایه یک دادگستری نیز درهمین راستاست. وکیل پایه یک دادگستری در مقام دفاع ازموکل مجاز به هرگونه اقدام قانونی است .این مستقل بودن به وکیل پایه یک دادگستری اجازه نداده است که برای برنده کردن موکل درپرونده وکالتی متوسل به هرگونه عمل خلاف قانون شود و سپس به بهانه مستقل بودن ، از بارمسوولیت کیفری ،انتظامی و مدنی رفتارخلاف قانون خود بگریزد.

این استقلال به وکیل اجازه داده که اگر با درخواست خلاف قانون موکل یا قاضی یاسایرمامورین دولتی و حکومتی وضابطان دادگستری روبروشداز اجابت این خواسته نامشروع خودداری نمایدو چنانچه موضوع راحائز اهمیت دیدمراتب رابه مراجع نظارتی و بازرسی گزارش دهد.اگر قاضیی که درپیکره قوه قضائیه شمارآن اندک است، به وکیل درادای وظائفش تقاضای رشوه دهداستقلال وکیل پایه یک دادگستری ایجاب می کندکه وکیل نه تنهادراین مسیر درخواست قاضی رااجابت نکندبلکه مراتب را به مراجع مربوطه گزارش دهد.
استقلال وکیل پایه یک دادگستری یعنی اینکه هنگامی که وکیل با سوء نیت قاضی یاضابط دادگستری در رسیدگی به پرونده موکلش و یاانحراف آنان ازمسیر حق و دادروبروشدمراتب را با بیان دلایل و مستندات به مقامات مسوول گزارش دهد.
هنگامی که قاضی و ضابط متخلف این بیم راداشته باشندکه تعداد وکلای مستقل و آزاداندیش و دلیردراجرای عدالت بسیاراست و درصورت ارتکاب جرم درمسیردادرسی اینگونه وکلا درراستای مستقل بودنشان ، آزادانه باچنین قضات و ضابطان برخوردقانونی می کنندمسلما در انجام وظائف قضایی و ضابطیت خودنهایت تامل و دقت را معمول خواهندکرد.

استقلال وکیل پایه یک دادگستری درجایی مصداق دارد که وقتی وکیل بایک پرونده مواجه شدکه سراسرظلم و تخلف و انحراف ازعدالت و داداست و حق موکل دراین مسیرتضییع شده با شجاعت دلیری وکالت این شخص مظلوم ستمدیده رابرعهده بگیردو مستقلا باهرشخصی که دراین مسیرمنحرف درپرونده مدخلیت داشته پیکارنماید.درحال حاضرچه تعدادازوکلای این سرزمین پهناوراعم ازوکلای کانونهای وکلای دادگستری و مرکز وکلای قوه قضائیه به توصیفی که فوقا آمدمستقل عمل کرده اند؟تاکنون چندوکیل پایه یک دادگستری درمقام اعلام تخلفات انتظامی و جرائم مرتکبه برخی ازقضات و ضابطان دادگستری یاسایرمقامات دولتی (که درمسیر اجرای وظائف خودانجام داده اند)برآمده اند؟

استقلال وکیل پایه یک بدین معناست که:

اگریک وکیل با تصمیم خلاف قانون یاحق درمراجع تقنینی یااجرایی یاقضایی مواجه شدبه هرروش صحیح و قانونمندبه این تصمیم اعتراض نمایداعم ازنگارش مقاله دررسانه هایا مکاتبه بامراجع صالحه یا تقدیم دادخواست به آنها.تاکنون بسیاردیده و شنیده ایم که مصوباتی ازسوی برخی از مراجع دولتی صادرشده که برخلاف قوانین اساسی و عادی کشور می باشند. چه تعدادازوکلای ایران همت کرده و به این مصوبات معترض شده اند؟ چه میزان مقاله ، یادداشت ، مکاتبه ویادادخواست ازسوی وکلای دادگستری ، دررابطه با ابطال اینگونه تصمیمات خلاف قانون به هیات عمومی دیوان عدالت اداری داده شده است؟

درشرایط کنونی ناهنجاری بسیاری درجامعه دیده این ازقبیل کودک آزاری ، اتلاف میراث فرهنگی کشور، عدم رعایت مقررات قانونی ازسوی بعضی از مقامات و....چندوکیل پایه یک دادگستری دراعتراض به این موارداقدام عملی کرده اند؟چه تعدادهمایش و سمینارو جلسه درنهادهای وکالتی کشوربرگزارشده و ازکناراین معضلات به آسانی گذشته اند.مامعتقدیم که تنهامرجع صلاحیتداربرای تعلیق و ابطال پروانه وکلای دادگستری ، دادسراودادگاه عالی انتظامی وکلا می باشدونیز شاهدبوده ایم که برخلاف این اعتقاد مبرهن ، برخی ازدادگاههای عمومی و انقلاب مبادرت به تعلیق یاابطال یامحرومیت برخی ازهمکاران ازشغل وکالت کرده اند.


نظر کاربران